شماره نوزده

خرید بک لینک
دلم میخواهد هر روز از او بنویسم از اویی که وقتی با او هستم حتی حساب شماره نفس هایم را هم دارد از اویی که با دقت تمام حواسش به من هست وقتی حتی خودم از خودم غافل شده ام که خودم را یادم نیستاعتراف می کنم در تمام زندگیم کسی نبوده که این چنین تمام حواسش را به من بدهد که با من باشد شاید همه اینها یک توهم باشد شاید همه اینها یک خواب باشد شاید همه اینها یک رویا باش شماره نوزده...

ما را در سایت شماره نوزده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: سه شنبه 4 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:37

و به راستی آخرش خودم را به باد خواهم داد وقتی که خودم را باور داشتم که او هرگز نمی تواند قلبم را به لرزه درآورددیروز از نگاهت سلول های قلبم به لرزه درآمده بود آیا احساسش کردی علامت سوالآیا میدانی از دیروز تا به حال یک جریان خوش گرمی از قلبم تا سرتاسر وجودم در جریان است که هربار میلرزاندمقلب من تحمل این همه خوشی را نداشت گاهی واقعا دلم میخواهد زمان واقعا شماره نوزده...

ما را در سایت شماره نوزده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: سه شنبه 4 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:37

منحنی سینوسی زندگی من دوباره به قعر رفته است مثل گلی شده ام که اگر هر روز آبش ندهند پژمرده می شود آخر چرا

میخواهم از این به بعد یک قسمت مخفیانه برای خودم بسازم و دیگر نگویمش به هیچ کسی و فقط خودم باشم و خودم باشم و خودم

چرا باید من از آن سر دنیا بیایم اینجا و دلم تحت تاثیر کسی قرار بگیرد که او هم از یک سر دنیا آمده است

دیدی آخرش خودت را به باد دادی بس که خودت را رها کردی

شماره نوزده...

ما را در سایت شماره نوزده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: سه شنبه 4 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:37

حال همه ما بد است زندگی تمام روح ما را در اسارت گرفته است دیگر نمی توانم به مانند سابق کلمات را کنار هم بچینم و آنچه را که از روحم میگذرد به انگشتانم منتقل کنم دلم آرامش میخواهد اینکه کاش سایس اینجا بود دلم برای لبخندهای یواشکی اش پر میزند لعنت به من که گند زدم به سراب احساس سه ساله ام که دیگر راه بازگشتی ندارم
چه کردم با خودم که دیگر حتی قدرت بازگشت به یک سراب را هم ندارم چه برسد به واقعیت
کاش سایس بود حتی خیالش
شماره نوزده...

ما را در سایت شماره نوزده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: سه شنبه 4 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:37

یادم هست که همه چیز بعد آن روز تغییر یافت

تغییر چه واژه حیرت انگیز و لوکسی


شماره نوزده...

ما را در سایت شماره نوزده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: سه شنبه 4 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:37

اگر میتوانستم برای همیشه خودم را ساکت می کردم
خودم را از بالای این کوهی که چسبیده به اینجا پرت می کردم پایین
اصلا کاش میشد میتوانستم خودم را به مانند سارای در آرپاچایی غرق کنم
اصلا طوری که هیچ وقت نبوده ام
کاش میشد خودم را از ذهن تمام کسانی که میشناسندم پاک کنم
نقطه نقطه نقطه
تمایل عجیبی دارم به محو شدن از ذهن های خاطره ساز
رها شدن در نسیم روح نواز عصرهای فصل بهار
آزاد مثل رقصیدن وسط یک مهمانی
نقطه بی پایان
شماره نوزده...

ما را در سایت شماره نوزده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: سه شنبه 4 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:37

به خانه برگشتم با کوله باری از شادی و دردها
دردهایی که برای من نبود اما به واسطه تو مرا شریک خود کرده
شادی هایی که وقتی با تو بودم برایم رقم خورد
زیباترین جمله ای که میشود به یک نفر گفت این است که اگه میدونستم زودتر به دنیا میومدم تا زودتر ببینمت
احساس خودم این است که دارم کلک میزنم به خودم تا نکند غرق شوم غرق شوی غرق شویم ایا تو هم کلک میزنی علامت سوال
شماره نوزده...

ما را در سایت شماره نوزده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: سه شنبه 4 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:37

و من به این فکر می کنم که نباید به انتهای این مسیر فکر کنم حالا نباید به آن فکر کنم فردا که آمد به آن فکر خواهم کرد زمانی که وقت و آرامشی برای فکر کردن به این موضوع پیدا کنم به آخرش فکر خواهم کرد نقطه تمام
اما میشود نروی که بمانی همین جا ور دل من شاید هم تو هم مثل تمام آن دیگران فقط یک رهگذری
آخ از دل من نکند به حالت عشق بیفتد
تو بی پایان
شماره نوزده...

ما را در سایت شماره نوزده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: سه شنبه 4 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:37

من خیلی تو رو دوست دارم

نبض زدن قلبم برای ثانیه ای ایستاد و سپس آرام آرام ادامه داد

شماره نوزده...

ما را در سایت شماره نوزده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: سه شنبه 4 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:37

دیدی نماند که دلم تنها ماند که حرف هایم برای آن بالایی به مانند باد هواست که رهایم کرده به حال خودم و من روز به روز در حال غرق شدنم که نمی آید یک سیلی بزند بگوید احمق چرا به خودت نمی آیی چرا همیشه گند میزنی وسط زندگیت چرا حواست به خودت نیست و من فقط زل بزنم نگاهش کنم بگویم بنده ی بی صاحب می شود همین دیگر وقتی همیشه با آدم های اشتباهی روبرویم میکنی که می آیند شماره نوزده...

ما را در سایت شماره نوزده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: سه شنبه 4 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:37

صفحه بندی